عز الدين حسينى زنجانى
159
معيار شرك در قرآن (فارسى)
پيدا نمىكنيم . نتيجه آن كه ، بزرگداشت كعبه ، يا امام ، يا پيامبر با دستور خدا جايز است ؛ همچنانكه سجده بر زمين جايز مىباشد . بحث در اين است ؛ آيا اين عمل عبادت آنهاست و براى آنها اذن صادر شده ؟ تا چون استثنا از كل آنچه دلالت بر حرام بودن عبادت غير خدا باشد قرار گيرد ؟ يا اين كه آن اعمال اطاعت و عبادت خداوند است و كافى مىباشد ؟ و من جواز اطلاق عبادت را جز در جايى كه ارتباط با خداوند پيدا مىكند نمىبينم . پس عبادت همانگونه كه در تعريف آن ، علىرغم اختلاف در تعبيرها ، تصريح شده عبارت است از : كمال و نهايت خضوع و فروتنى در برابر كسى كه انسان آن را خدا قرار داده است . بدين ترتيب ، خضوع و فروتنى در مقابل احدى بدون اعتقاد به خداوندى او اصلًا عبادت نمىباشد » . پاسخ : حاصل سخن اين است كه بزرگداشت خانهء كعبه ، امام يا پيامبر ، چون سجده بر زمين جايز است . حال آيا اين بزرگداشت عبادت آنها بوده و عبادتى باشد كه اجازه داده شده باشد ، پس در اين صورت مشروعيّت آن حاصل شده و خود دليل است كه : « عبادت جز براى خداوند جايز نيست » تخصيص خورده پس دليل در اين جا مُخصّص است . يا اين كه بزرگداشت عبادت محسوب نمىشود ؛ چرا كه معنا و مفهوم عبادت ، كمال خضوع همراه اعتقاد به الوهيت ( خدا بودن ) است ، در اين صورت ، بزرگداشت كعبه عبادت نخواهد بود ، زيرا از موضوع عبادت خارج شده و اصطلاحاً به آن تخصص مىگويند . در اين جا ما درصدد بيان اين نكته نيستيم كه اين دعا ؛ يعنى توسّل و كمك طلبيدن و كافى شمردن عبادت است يا نه و حتى مىگوييم ، اين با